معنی اشو

معنی اشو

7 بازدید
[ اَ ] (ص) بلغت زند و پازند بمعنی بهشتی باشد که در مقابل دوزخی است. (برهان). بلغت ژند و پاژند بمعنی بهشتی آمده. (انجمن آرای ناصری). بمعنی بهشتی باشد در لغت ژند و پاژند بمقابل دوزخی. (شعوری ج ۱ ص ۱۲۶). بلغت ژند و پاژند بمعنی بهشتی آمده که مقابل دوزخی است، زرتشت بهرام گفته : هزاران درود و هزاران دعای بر آن ارجمندی اشو پاک رای.(از آنندراج). بلغت زند و پازند بهشتی در مقابل دوزخی. پاک و مقدس. (ناظم الاطباء). مقدس و پاک. (فرهنگ نظام). || آتش شعله ناک. (مؤید الفضلاء).
[ اَ ] (ادات استفهام) (از بربری) بمعنی چیست. و برحسب نظر هانوتو تحریفی از کلمهٔ عربی اَش میباشد. (از دزی ج ۱ ص ۲۶).

کلمات هم‌قافیه با «اشو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید