معنی اشهری

معنی اشهری

5 بازدید
[ اَ هَ ] (اِخ) جمال اشهری. از شاعران معاصر مجیرالدین بیلقانی و اثیرالدین اخسیکتی بود و در دربار قزل ارسلان سلجوقی مدیحه میگفت. عوفی در ضمن شرح احوال مجیرالدین بیلقانی آرد: وقتی مجیر از خدمت سلطان قزل ارسلان تخلف نمود، سلطان فرمود تا اثیر اخسیکتی و جمال اشهری را طلب کردند و ایشان را بعز نظر خود منظور گردانید. مجیر این قطعه بحضرت فرستاد. (از لباب الالباب چ سعید نفیسی ص ۴۰۶). قطعهٔ مزبور ۱۵ بیت است و یکی از ابیات آن که مربوط به جمال اشهری است چنین است: گفتم: ز دور ماندن من دان که شاه را گه دل سوی اثیر و گهی سوی اشهریست. و رجوع به تاریخ ادبیات اته ترجمهٔ رضازادهٔ شفق ص ۱۲۰ شود.
[ اَ هَ ] (اِخ) شاپور نیشابوری. شاعری شیرین زبان بزمان سلطان محمدبن شمس بود و در دولت سلطان محمد ببعض مناصب دولتی نائل آمد. از شاگردان ظهیر فاریابی (متوفی ۵۹۸ هـ . ق.) و از اولاد حکیم عمر خیام بود. دیوانی مرتب و کتابی بنام رسالهٔ شاپوری از آثار اوست. او راست: عقیق را ز لبت آب در دهان آمد خدنگ را ز قدت تاب در میان آمد. (از قاموس الاعلام ترکی) (ریحانة الادب). و رجوع به مجمع الفصحا ج ۱ ص ۸۸ و آتشکده ص ۱۳۵ و تذکرهٔ دولتشاه (ذیل شاهفور) شود.

کلمات هم‌قافیه با «اشهری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید