معنی اشقیل
5 بازدید
[ اِ ] (معرب، اِ) عنصل. پیاز عنصل. اسقیل. بصل الفار. پیازموش. پیاموش. اسقال. عنصلا. بصیله. پیاز دشتی. (دزی ج ۱ ص ۲۵).
کلمات همقافیه با «اشقیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر