معنی اشفترار
5 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) پراکندگی قوم و جز آنان. (از اقرب الموارد). پراکنده شدن و پراکندگی. (منتهی الارب). || شکسته شدن چوب. (منتهی الارب) (انساب سمعانی) (اقرب الموارد). || فراخ شدن شعلهٔ چراغ. (منتهی الارب). پهن شدن شعلهٔ چراغ چنانکه مجبور شوند فتیلهٔ آنرا ببرند. (از اقرب الموارد). || پریشان گردیدن چیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اشفترار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر