معنی اشفاف
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بعض را بر بعض گزیدن. (منتهی الارب). اشفاف بعض اولاد بر بعض؛ برتری دادن وی را. (از اقرب الموارد). || اشفاف بر کسی؛ فضل و برتری یافتن بر وی. (از اقرب الموارد). || فزونی نهادن و کم کردن و زیاده کردن. از لغات اضداد است. (منتهی الارب). اشفاف درهم؛ فزودن یا کاستن آن. (از اقرب الموارد). || اشفاف دهان؛ بدبوئی آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر