معنی اشطاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شَطء، برآوردن درخت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || صاحب پسر بالغ شدن کسی و صاحب پسر همچو خود گردیدن یعنی پسرش بالغ و مانند پدر شدن. (منتهی الارب). بالغ شدن پسر و مانند پدر شدن. (از اقرب الموارد).[ اَ ] (ع اِ) جِ شَطْء، بمعانی شاخ و برگ درخت و کشت، و آنچه در گرد ریشه های درخت برآید. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به شطء شود.
کلمات همقافیه با «اشطاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر