معنی اشرفزاده
7 بازدید
[ اَ رَ دَ ] (اِخ) احمد عزالدین بن محمد فخرالدین ازنیقی معروف به اشرف زاده. از احفاد شیخ عبداللََّه الهی بود و بسال ۱۱۵۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: انیس الجنان در تفسیر قرآن. زبدةالبیان در تصوف. مشوق العشاق. و دیوان شعر بزبان ترکی. (از اسماء المؤلفین ج ۱ ستون ۱۷۳).[ اَ رَ دَ ] (اِخ) برسوی، احمد ضیاءالدین بن فخرالدین عبدالقادر معروف به اشرف زادهٔ برسوی حنفی. از مشایخ طریقت تصوف بود و بسال ۱۲۲۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: ذیل گلدستهٔ بلیغ که آنرا به گلزار صلحا نامیده است. و وفیات عرفا از سال ۱۱۹۶ تا سال ۱۲۱۹ هـ . ق. و مشوق العشاق در موعظه. (از اسماء المؤلفین ج ۱ ستون ۱۸۳).[ اَ رَ دَ ] (اِخ) برسوی، عبدالقادر نجیب الدین بن شیخ عزالدین احمد معروف به اشرف زادهٔ برسوی حنفی متخلص به سری. شیخ زاویهٔ قادریه در ازنیق بود و بسال ۱۲۰۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: دیوان شعر بترکی. سرّالدوران در تصوف. و مولد نبی (ص) که منظومه ای بزبان ترکی است. (از اسماء المؤلفین ج ۱ ستون ۶۰۴).
کلمات همقافیه با «اشرفزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر