معنی اشرفآباد
6 بازدید
[ اَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان است که در ۲۶۰۰۰گزی خاور دیزگران و ۱۰۰۰گزی کلکان آفتاب رو واقع است. هوای آن سردسیر و کوهستانی است. دارای ۷۰ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات و جزئی میوه ها است. شغل اهالی زراعت است. راه آن مالرو میباشد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار است که در ۱۲۰۰۰گزی شمال خاوری خسروآباد کنار رودخانهٔ سرآب شهرک واقع است. هوای آن سردسیر و در تپه و ماهور قرار دارد. دارای ۳۳۰ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی مردم قالیچه، گلیم، جاجیم بافی است که زنان بدانها اشتغال دارند. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران، ج ۵).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان است که در ۹۵۰۰گزی جنوب خاوری کرمانشاه و ۱۵۰۰گزی عمه واقع است. هوای آن سردسیر و محلی کوهستانی است. دارای ۱۳۴ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آنجا غلات، حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است. این ده به چشمه محمدعلی نیز معروف است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ اَ رَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران است که در ۸۰۰۰گزی خاور ری و ۱۰۰۰گزی راه شوسه واقع است. هوای آن معتدل است و در جلگه قرار دارد. دارای ۴۴۶ تن سکنه و محصول آن غلات، صیفی، چغندر قند و شغل اهالی کشاورزی است. راه آن اتومبیل رو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «اشرفآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر