معنی اشدخ
6 بازدید
[ اَ دَ ] (ع اِ) شیر بیشه. || (ص) فرس اشدخ؛ اسب سپیدروی. (منتهی الارب). از رنگهای اسبهاست هر گاه سپیدی، پیشانی اسب را پر کند و به چشمان آن نرسد گویند اشدخ. و رجوع به غره شود. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۹). مؤنث: شَدْخاء. ج، شُدُخ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشدخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دخ» برای سرودن شعر