معنی اشجان
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اندوهگین کردن کسی را کاری. || صاحب شجنة گردیدن درخت انگور. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ اَ ] (ع اِ) جِ شَجَن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) . غمها.
کلمات همقافیه با «اشجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر