معنی اشبیلی
6 بازدید
[ اِ ] (ص نسبی) منسوب است به اشبیلیه. (سمعانی).[ اِ ] (اِخ) احمدبن فرح. رجوع به ابن فرح و رجوع به معجم المطبوعات شود.[ اِ ] (اِخ) محمدبن خیربن عمربن خلیفه ابوبکر اموی مستوفی اشبیلی حافظ نحوی مقری (۵۰۲ -۵۷۵ هـ . ق.). صفدی گوید: وی حافظ مقری نحوی لغوی و متقن و ادیب و بسیارمعرفت بود و برای اقراء، کتب بسیار نوشت و در اشبیلیة و قرطبة اقراء کرد و در جامع آن شهر خطبه خواند و امامت کرد. او راست: فهرست ما رواه عن شیوخه من الدواوین المصنفة فی ضروب العلم و انواع المعارف که در کتابخانهٔ اندلسیهٔ مادرید بسال ۱۸۸۳ تا ۱۸۹۲ م. طبع شده. (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «اشبیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر