معنی اشبیختن
4 بازدید
[ اِ تَ ] (مص) پاشیدن. (غیاث). پاشیدن اعم از آنکه آب باشد یا چیزی دیگر. (مؤید الفضلاء). رجوع به اشپیختن و اشبوختن و اشپوختن شود.
کلمات همقافیه با «اشبیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر