معنی اشبونی
6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) رجوع به ابراهیم بن هارون شود.[ اِ ] (اِخ) هارون بن موسی. وی از شیوخ اطباء و از اخیار آنان و مؤتمن و مشهور به اعمال جراحی بود و ناصر و مستنصر (خلیفه) را در صناعت طب خدمت کرد. (عیون الانباء ج ۲ ص ۴۶).
کلمات همقافیه با «اشبونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر