معنی اشباک
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) چاههای همدیگر قریب کندن. (منتهی الارب). چاهها نزدیک یکدیگر کندن. چاههای قریب بیکدیگر کندن.[ اَ ] (ع اِ) جِ شبکة. دامها. (غیاث).[ اَ ] (اِخ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند، در ۹۱ هزارگزی جنوب باختری شوسف، ۲۷ هزارگزی جنوب میغان. دره، گرمسیر. سکنهٔ آن ۳۳ تن. آب آنجا از قنات. محصول غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «اشباک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر