معنی اشبال
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) مهربانی کردن بر کسی. || اعانت نمودن. || اشبلت المرأة علی ولدها؛ پرورد آن بیوه زن بچه را و شوی نکرد. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اشبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر