معنی اشاح
5 بازدید
[ اِ ] (ع اِ) وشاح. (منتهی الارب). حمائل. حمیل. (منتهی الارب). حمیل مروارید و جز آن. آنچه در بر افکنند. (مهذب الاسماء). حمایل و زیور که زنان در گردن اندازند. حمایل مرصع بزیور که زنان در بر اندازند.
کلمات همقافیه با «اشاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر