معنی اسیلم
6 بازدید
[ اُ سَ لِ ] (ع اِ) یکی از عروق ستهٔ دست: «و امّا عروق الیدین فستة: القیفال و الاکحل و الباسلیق و حبل الذراع الوحشی و الاسیلم و الابطی.» (معالم القربة ص ۱۶۲ و ۱۰۴).
کلمات همقافیه با «اسیلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر