معنی اسیل
6 بازدید
[ اَ ] (ع ص) نرم و هموار و برابر. (منتهی الارب) || رخسارهٔ دراز و کشیده. (منتهی الارب) نرم و کشیده (چهره). (اقرب الموارد): غزل ز بهر غزالی غزاله رخ گویم که کرد خسته دلم را اسیر خدّ اسیل. امیرمعزی( دیوان ص ۴۵۲).
کلمات همقافیه با «اسیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر