معنی اسیاف
6 بازدید
[ اَسْ ] (ع اِ) جِ سیف. شمشیرها: بقایای اسیاف در مخارم شعاف راه خلاص و طریق نجات طلبیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱۲۷۳ ص ۱۹۵، تطبیق با نسخهٔ خطی متعلق به کتابخانهٔ مؤلف). || جِ سیف. سواحل دریا. || هم اسیافٌ؛ یعنی ایشان گروههااند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسیاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر