معنی اسک
8 بازدید
[ اِ / اَ ] (اِ) اسبی را گویند که در راهها بجهت قاصدان بسپارند. (برهان). || الاغ. یام. (رشیدی) (سروری) (شرفنامهٔ منیری) (مؤید الفضلاء). || قاصد. (برهان) (سروری) (شرفنامهٔ منیری) (مؤید الفضلاء). || (ص) سبک پای.[ اَ سَ ک ک ] (ع ص، اِ) شترمرغ نر یا شترمرغ نر روان شکم. || گوش بریده. (منتهی الارب). || خردگوش. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). خردگوش از مردم و جز آن. || مرد کر. مؤنث: سَکّاء. ج، سُکّ. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || (اِخ) نام اسبی مردی از بنی عبداللََّه بن عمروبن کلثوم را. (منتهی الارب).[ اِ سَ ] (ع اِ) جِ اسکة.[ اَ ] (اِخ) دهی از دهستان بالا لاریجان بخش لاریجان شهرستان آمل، واقع در ۲۰۰۰ گزی جنوب رینه. کوهستانی سردسیر. سکنه ۷۰۰ تن. زبان فارسی مازندرانی. آب از چشمه سار و رودخانهٔ هراز. محصول آن غلات، حبوبات، میوه جات، لبنیات. شغل اهالی زراعت، گله داری. دبستان، زیارتگاه و چند باب دکان دارد. در این آبادی آب معدنی معروف به آب اسک یا اسکوچشمه وجود دارد که دارای مواد اسید کربنیک و بی کربنات دوسود بسیار است که در حین جریان در مجاورت هوا مستحجر میگردد و تولید قشر آهکی می کند و تبدیل بسنگ مرمر میشود. چون اکثریت آب چشمه های آبادی از همین نوع است علیهذا کوههای اطراف از سنگهای آهکی و مرمر و اکثر خانه ها روی سنگها بنا شده است. اطراف اسک شوره و زاج فراوان دیده میشود. استحمام در آبهای اسک برای معالجهٔ رماتیسم و غالب امراض جلدی و سوءِهاضمه مفید است. چشمهٔ آب فرنگی یا آب آهن در بالای آبادی اسک واقع و برای مبتلایان به کم خونی نوشیدن آن مفید و استحمام آن برای امراض جلدی نافع است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). قریه ای بشمال دماوند، در دامنهٔ یکی از قله های دماوند و ساحل یمین رود هراز. آب و درخت وافر دارد و در نزدیکی آن آثار ایوان عالی و برابر آن قبه ای مرتفع است بضخامت صد ذراع که گویند از بناهای قباد پدر انوشیروان است و آن مشتمل بر ۱۵۰۰ خانه است و در خارج آن قبور عده ای از صحابه و تابعین که در جنگهای ایران و عرب کشته شده اند، میباشد.[ اَ ] (اِخ) قصبه ای در جنوب بارفروش و مغرب علی آباد.[ ] (اِخ) دهی است بزرگ [ بخوزستان ] ببراکوه نهاده و بر سر آن کوه آتشیست که دائم همی درخشد شب و روز و حرب... رقیان آنجا بوده است اندر قدیم. (حدود العالم).[ اَ ] (اِخ) (چشمهٔ ...) چشمهٔ معدنی است در دماوند که آبهایش قلیائی و دارای بی کربنات و آهک و نمک منیزی و کلرور دوشو و کلرور دوپتاس (یک گرم و سه عشر در یک لیتر) و کربنات دوشو میباشد و موارد استعمال آن در سوءِهضم و امراض معدی، بطنی، رماتیسم و غیره است.[ اَ سَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سمام بخش رودسر شهرستان لاهیجان، ۵ هزارگزی جنوب قصبهٔ امام. سکنه ۴۰ تن. نام آبادی در آمار عسک نوشته شده. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲ ص ۱۳).[ اُ ] (اِخ) یا اُپیک . یکی از اقوام بسیار قدیم ایتالیا. اینان در خطّهٔ کامپانیا اقامت داشتند و زبانشان هم با زبان لاتن و هم با زبان اتروسک تفاوت داشته و نظر بتحقیقات زبان شناسان با زبان ایلیریا یعنی آرناؤدی باستانی مشابهت داشته و از این رو باید گفت که اینان از پلاسج از اقوام آریائی بوده و از راه آرناؤدستان به ایتالیا رفته اند، و قبل از لاتنها ادبیاتی در زبان خود بوجود آورده اند که بسیار مقبول و قابل بذله گوئی و لطیفه سرائی بوده است و زبان آنان مدتی دراز در لهجهٔ عامیانهٔ مردم ایتالیا و حتی رُم باقی ماند.[ اِ ] (اِخ) نام یک رشته از انهار در کشورهای انگلستان و اسکاتلند و ایرلاند.
کلمات همقافیه با «اسک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سک» برای سرودن شعر