معنی اسقیه
5 بازدید
[ اَ یَ ] (ع اِ) جِ سِقاء. (دهار). جِ سِقاء، بمعنی مَشک شیر و آب. (منتهی الارب). || جِ سقی، بمعنی آب خورده و سیراب و کشت آب پاشیده و مانند آن. (منتهی الارب). || نصیب های آب. || جِ سقیّ، بمعنی ابر بزرگ قطره. (منتهی الارب). ابرهای باباران.
کلمات همقافیه با «اسقیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر