معنی اسپریس

معنی اسپریس

13 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) میدان اسب دوانی و میدان جنگ. اسپرس. اسپریز. اسپرز. اسپرسپ. اسفرسف. سپریس. (جهانگیری). اَسبریس. (اوبهی). در اوستا بجای اسپریس، چَرِتا آمده و کلمهٔ مرکب چَرِتُو دراجَو (درازای چرتا) که در بند ۲۵ از فرگرد دوم وندیداد آمده در گزارش پهلوی ( زند، تفسیر اوستا) به اَسپراس گردانیده شده و به اندازهٔ درازای دو هاسر گرفته شده است. در کتاب پهلوی بندهش، فصل ۲۶ بند اول، دربارهٔ اندازهٔ هاسر آمده: «یک هاسر، یک فرسنگ و یک فرسنگ هزارگام و هر گام دوپاست». چنانکه از لغت اسپراس پهلوی پیداست، جزء آخر آن راس میباشد که در فارسی راه شده. سین پهلوی در فارسی هاء میشود، چون راس راه، آگاسی آگاهی، گاس گاه، ماسی ماهی و جز اینها. اسپریس از کلمات فارسی است که سین پهلوی در آن مانده است. بنابراین بگواهی مفسر اوستا در زمان ساسانیان و نامهٔ پهلوی بندهش، اسپریس میدان تاخت و تاز اسب، بدرازای دو هزار گام است. (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج ۱ صص ۲۲۴ -۲۲۵). مؤلف برهان گوید: اسب ریس بر وزن و معنی اسپریز است که میدان و عرصهٔ اسب دوانیدن باشد و بکسر اول هم هست و سین دوم نقطه دار هم آمده است و با کیش قافیه کرده اند -انتهی. میدان. (مؤید الفضلاء) (فرهنگ اسدی نخجوانی). || راهی که اسب بیک روز تواند پیمود. یک میدان اسب. || رزمگاه. رجوع به آسریس و اَسپرس و اسفریس شود: نشانه نهادند بر اسپریس سیاوش نکرد ایچ با کس مکیس.فردوسی. ز تختی که خوانی ورا طاق دیس که بنهاد پرویز در اسپریس.فردوسی. اورمزد به اسپریس شد و چوگان بازی کرد. (کارنامهٔ اردشیر بابکان). || (اِخ) میدان اسپریس؛ نام محله ای به اصفهان، و این اضافه غریب است. || باب اسپریس (در اصل: استریس)؛ از دروازه های سیستان. (تاریخ سیستان حاشیهٔ ص ۱۵۹ از مسالک الممالک اصطخری).

کلمات هم‌قافیه با «اسپریس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید