معنی اسپریز
6 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) اسب رس. میدان و فضا و عرصه. (برهان). اسپریس. اسپرز. (سروری). || رزمگاه : ببر کرده یکسر سلیح ستیز نهادند رو جانب اسپریز.جلالی. و رجوع به اسپریس شود.
کلمات همقافیه با «اسپریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر