معنی اسپردن
5 بازدید
[ اِ پَ / پُ دَ ] (مص) سپردن. سفارش کردن : بدان رنج و سختی بپروردیم کنون چونکه رفتی به که اسپردیم؟دقیقی. || پی سپر کردن. پیمودن : مرد در ظلمت ایام گهر یابد و کام که بظلمت گهر اسپرد همی اسکندر.سنائی.
کلمات همقافیه با «اسپردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر