معنی واژه اسفنجة
3 بازدید
[ اِ فَ جَ ] (معرب، اِ) اسفنج. (منتهی الارب). بمعنی اسفنج است که ابر مرده باشد. (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری). چیزی است که سرتراشان با خود میدارند و به آن آب برمیگیرند. ابر کهن. ابر مرده. رغوةالحجامین. رجوع به اسفنج شود.