معنی اسفنجالذکر
6 بازدید
[ اِ فَ جُذْ ذَ کَ ] (ع اِ مرکب) اسفنج نر: و الذکر منه [ من الاسفنج ] صلب. (تذکرهٔ ضریر انطاکی ج ۱ ص ۴۶). و رجوع به اسفنج (از تحفهٔ حکیم مؤمن) و ابن البیطار در کلمهٔ اسفنج شود.
کلمات همقافیه با «اسفنجالذکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر