معنی واژه اسفناج رومی
9 بازدید
[ اِ فَ / فِ جِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) دوائی باشد که آنرا بعربی قطف و سرمق و بقلة الذهبیة خوانند. استسقا را نافع است. اگر جامهٔ ابریشمی را به طبیخ آن بجوشانند پاک و پاکیزه گردد. (برهان قاطع).