معنی اسفناج رومی
12 بازدید
[ اِ فَ / فِ جِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) دوائی باشد که آنرا بعربی قطف و سرمق و بقلة الذهبیة خوانند. استسقا را نافع است. اگر جامهٔ ابریشمی را به طبیخ آن بجوشانند پاک و پاکیزه گردد. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «اسفناج رومی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر