معنی اسفنآباد
4 بازدید
[ ] (اِخ) قریه ای است به چهارفرسنگی میانهٔ جنوب و مشرق ابرقوه. (فارس نامه).
کلمات همقافیه با «اسفنآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر