معنی واژه اسفزار
4 بازدید
[ اَ / اِ فَ / فِ ] (اِخ) شهری از نواحی سیستان از جهت هرات و بدان منسوبست ابوالقاسم منصوربن احمدبن الفضل بن نصربن عصام الاسفزاری المنهاجی. (معجم البلدان). اسفزار شهری وسط است و چند پاره دیه توابع دارد و باغستان بسیار و میوه و انگور و انار آن فراوان باشد و در صورالاقالیم گوید اهل آنجا سنی شافعی مذهب اند و در دین متعصب. (نزهة القلوب چ بریل ۱۳۳۱ هـ . ق. مقالهٔ ۳ ص ۱۵۲ و ۱۷۸). در زمان سلجوقیان این قصبه سمت مرکز ایالتی را داشت و شهاب الدین غوری، برادرزادهٔ خود غیاث الدین محمود را بولایت این ناحیت منصوب ساخته بود و مسقطالرأس بعض مشاهیر است. (قاموس الاعلام ترکی). از توابع شهر هرات است، بیست پاره قریهٔ آباد دارد و مسکن جماعت ابدالی از قوم افاغنه است. (انجمن آرای ناصری). رجوع بتاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۲۰ و فهرست لباب الالباب ج ۱ و فهرست تاریخ سیستان و فهرست ذیل جامع التواریخ رشیدی و فهرست ترجمهٔ تاریخ ادبیات براون ج ۳ ص ۱۹۵ ، ۱۹۷ و فهرست تاریخ مغول ص ۳۶۷ ، ۳۷۷ ، ۳۷۸ و رجوع به اسبزار شود.