معنی اسراد
10 بازدید
[ اِ ] (ع مص) صاحب غورهٔ سخت شده گردیدن خرمابن: اسرد النخل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر