معنی اسدالدولة
7 بازدید
[ اَ سَ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) مؤلف مجمل التواریخ آرد: اسدآباد، گویند اسدالدوله کرده است در روزگار طاهریان. (مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص ۵۱۹).[ اَ سَ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) احمدبن تاج الدوله جعفر کلبی ملقب به اکحل. یکی از افراد سلسلهٔ کلبیون حکام صقلیه (سیسیل). تابع دولت بنی اغلب. پس از آنکه مردم صقلیه از پدر وی تاج الدوله شکایت کردند و او عزل شد، وی در ۴۱۰ هـ .ق . بر مسند امارت نشست، با شدت و صلابتی هرچه بیشتر، اطراف و اکناف صقلیه را ضبط و تصرف کرد و بواسطهٔ مظالمی که مرتکب شد مردم بمعزبن بادیس امیر قیروان شکایت بردند و او پسر خویش عبداللََّه را با سپاهی بدانجا گسیل داشت و اسدالدوله را محاصره کرده و در ۴۱۴ هـ .ق . بقتل رسانید و برادرش حسن صمصامی را بجای وی نصب کرد. (قاموس الاعلام ترکی).[ اَ سَ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) صالح بن مرداس الکلابی مکنی به ابوعلی، امیر بادیةالشام و نخستین از امراء مرداسی حلب. مقام وی در اطراف حلب بود و در رحبه نهضت کرد و بر آن مستولی شد و سپس حلب را بتصرف درآورد (سال ۴۱۷ هـ . ق.) و قلمرو حکومت او تا عانة امتداد یافت و کار او بالا گرفت و الظاهر فاطمی صاحب مصر با او محاربه کرد و در نتیجه اسدالدولة در موضعی بنام اقحوانة در کنار اردن (قرب طبریه) کشته شد (۴۲۰ هـ . ق.). او از دهاة و شجعان امراء بود. (الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۶۲). مدت حکومت وی از ۴۱۴ تا ۴۲۰ هـ .ق . بکشید و پس از او پسر وی شهاب الدوله نصر جانشین او شد و بنی مرداس از ۴۱۴ تا ۴۷۲ هـ .ق . حکومت داشتند. (طبقات سلاطین اسلام لین پول ص ۱۰۴، ۱۰۵). و رجوع بصالح بن مرداس ... شود.
کلمات همقافیه با «اسدالدولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر