معنی اسحنکاک
4 بازدید
[ اِ حِ ] (ع مص) تاریک و سیاه شدن. (زوزنی): اسحنکک اللیل. (منتهی الارب). || سخت سیاه شدن موی. || دشوار و متعذر شدن سخن بر کسی: اسحنکک الکلام علیه. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسحنکاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر