معنی استیماع
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) استئماع. امع گردیدن: تأمع الرجل و استأمع؛ صار امعة. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «استیماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر