معنی استیمار
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) استئمار. مشورت کردن. مشاوره. مشورت کردن خواستن. مشاورت کردن خواستن. (زوزنی). سگالیدن. با یکدیگر رأی زدن. مؤامرة.
کلمات همقافیه با «استیمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر