معنی استیقان
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) استیقان چیزی یا بچیزی؛ بتحقیق دانستن آنرا. بی گمان شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). بی گمان دانستن. بیقین دانستن. بیقین داشتن. بیقین کردن. یقین. || یقین خواستن.
کلمات همقافیه با «استیقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر