معنی استیقاف
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ایستادن خواستن. (منتهی الارب). واایستیدن خواستن. (تاج المصادر بیهقی). استادن کسی خواستن. || واداشتن خواستن. (تاج المصادر بیهقی). بازداشتن ستور خواستن. || طلب وقوف کردن. || طلب سکون کردن.
کلمات همقافیه با «استیقاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر