معنی استیصاف
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) صفت علاج کردن. || علاج پرسیدن از طبیب. علاج علت خواستن. (زوزنی). || علت پرسیدن. || وصف کردن خواستن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی).
کلمات همقافیه با «استیصاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر