معنی استیراض
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بیخ آور شدن تنهٔ خرما. بیخاور شدن داک (؟) [ در ؟ ] خاک. (تاج المصادر بیهقی): فسیل مستأرض؛ نهال خرما که مر او را بیخ در زمین رفته باشد و اگر بر تنهٔ مادر خود روید آن را راکب گویند. ودیة مستأرضة؛ نهال خرما که نو بر زمین رسته باشد. || استیراض قرحه؛ ریمناک شدن آن. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استیراض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر