معنی استیراد
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آمدن به آب و جز آن. || حاضر آمدن بر آبخورد. (منتهی الارب). حاضر آمدن به مورد. || حاضر کردن. (تاج المصادر بیهقی). فروآوردن. || بسوی آب آوردن.
کلمات همقافیه با «استیراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر