معنی استیداق
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آزمند گشن شدن مادیان و جز آن. ایداق. (تاج المصادر بیهقی). نر خواستن ماده خر و اسب مادیان. آزمند گشن گردیدن ماده اسب و مانند آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استیداق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر