معنی استیداف
9 بازدید
[ اِ ] (ع مص) قطره قطره چکانیدن پیه را. (منتهی الارب). بچکانیدن. (زوزنی). چکیدن خواستن. (تاج المصادر بیهقی). || بازکاویدن از خبر. || فراهم کردن زن نطفهٔ مرد را در زهدان. || باز کردن سر ظرف و مطلع شدن. سرگشادن آوند شیر را و مطلع شدن: استودف لبناً فی الاناء. || دراز گردیدن گیاه. (منتهی الارب). || چکیدن.
کلمات همقافیه با «استیداف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر