معنی استوارکاری
6 بازدید
[ اُ تُ ] (حامص مرکب) حزم. (زمخشری). - استوارکاری کردن؛ احتیاط.
کلمات همقافیه با «استوارکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر