معنی استوارکار
6 بازدید
[ اُ تُ ] (ص مرکب) محکم کار. آنکه شغلش بر بنیادی متین باشد. حکیم. (دهار) (منتهی الارب). سنبر. (منتهی الارب). حازم : زین استوارکار وزیر خجسته پی این دولت خجسته چو کوه استوار باد. مسعودسعد. || امین.
کلمات همقافیه با «استوارکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر