معنی استهلاک
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) میرانیدن. (منتهی الارب). هلاک کردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). بهلاک داشتن. هلاک کردن خواستن. نابود کردن. || هزینه کردن مال. || سپری و نیست و نابود گردانیدن مال را. (منتهی الارب). || استهلاک دین؛ ادای قرض بتدریج.
کلمات همقافیه با «استهلاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر