معنی استملاء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) از یاد چیزی نویسانیدن خواستن. املاء کردن خواستن. (تاج المصادر بیهقی). املاء خواستن. (زوزنی) (منتهی الارب). طلب املاء کردن. نبشتن خواستن. || املاء پرسیدن. (منتهی الارب). - استملاء حدیث؛ املاء حدیث طلبیدن از کسی. || استملأَ فی الدین؛ ای جعل دینه فی ملأ. (منتهی الارب). جعل دینه فی املئاءٍ، ای اغنیاء ثقة. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «استملاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر