معنی استماحة
4 بازدید
[ اِ تِ حَ ] (ع مص) استماحت. عطا جستن. عطا خواستن. (تاج المصادر بیهقی). عطا طلبیدن. دهش جستن. دهش. (منتهی الارب): از او در رفوء حال و سدّ حاجت خویش معونتی خواست و بمددی از ساز و سلاح استماحتی کرد. || شفاعت خواستن. (منتهی الارب). شفاعت کردن خواستن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «استماحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر