معنی استلاب
8 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) سلب. (زوزنی). ربودن: استلبه؛ ربود آنرا. (منتهی الارب). شبانه در موضعی که نزول کرد، کردان طمع در استلاب لباس او کردند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «استلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر