معنی استقذار
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) پلید شمردن. (منتهی الارب). ناخوش داشتن. کراهت داشتن: استقذرت الشی ءَ؛ اذا کرهت له. (منتهی الارب). || پلید آمدن کسی را. چیزی را پلید آمدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی).
کلمات همقافیه با «استقذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر