معنی استقدام
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) در پیش شدن خواستن. (زوزنی). || در پیش شدن. (تاج المصادر بیهقی). پیش درآمدن. استقبال کردن. (غیاث):{/B وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذََا جََاءَ أَجَلُهُمْ لاََ یَسْتَأْخِرُونَ سََاعَةً وَ لاََ یَسْتَقْدِمُونَ .۱-۱۳۷:۳۴/} (قرآن ۷/۳۴). || بسیار پیشی و دلیری کردن.
کلمات همقافیه با «استقدام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر