معنی استفراد
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) تنها واشدن بچیزی. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). تنها شدن به امری. تنها کردن کاری را. (منتهی الارب). انفراد به امری. || تنهائی خواستن. || تنها برآوردن کسی را از میان یاران خود. || تنها گذاشتن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استفراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر